۱۳۹۰ دی ۱۱, یکشنبه

هستي"

                         ما آدم را از گل آفريديم و سپس از آبی جهنده آميخته با خون در سه ظلمات انسان را شكل داديم:     قرآن
هستي"                                          

گل بود و آب بود و



لخته اي خون


در سه تاريكي


و جيغ بنفش


در ابتداي حضور لجن


تا انتهاي تهوع محتوم جريان داشت


......................................


در آ وردگاه دستان


بشر در نفرت سفره افشاند


وحرص از آسمان باريد


نفس در كارمايي پوچ


سيزيف را در خودآبستن شد


و انسان ابتذال هستي را زاييد


كفتارها تا پود


با ارتزاق از چشمان فقر


عرياني خلقت را


خنديدند


٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠


كاش نعاندرتال


حلقه ي سادگي اش را


زيرنگاه دزدانه اي گم نميكرد


آغازدهليز


با دامو كلس بايدها


گام نميخورد


و ابليس در روح خدا


بارور نمي شد


آنسو در نزديكي


زوزه ي مرگ


سياهي را


پروارميشد


لخته اي خون درسه تاريكي


حق آب و گل داشت

هیچ نظری موجود نیست: